دخترخاکسترنشین
دختر کنار پنجره تنها نشست وگفت ای دختر بهار حسد می برم به تو عطر و گل و ترانه و سرمستی ترا باهرچه طلبی بخدا می خرم زتو بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای باناز می گشود دوچشمان بسته را می شست کاکنی به لب اب نقره فام ان بالهای نازک زیبای خسته را خورشید خنده کرد وز امواج خنده اش بر چهر روز روشنی دلکشی دوید موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او رازی سرود و موج بنرمی از او رمید خندید باغبان که سرانجام شد بهار دیگر شکوفه کرده درختی که کاشتم دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار ای بس بهارها که بهاری نداشت
نظرات شما عزیزان:
پاسخ:سلام چشم حتما می یام عیبی که نداره دوتامون یه تیکه کلام داشته باشیم
پاسخ:سلام باشه چشم ممنون که بهم سر می زنی راستی یه سوال اسمتون رو دفعه اول شنیدم میشه بگید دخترید یا پسر بازم ببخشید اگه فضولی بود خیلی مرررررسی
راستی منم یه وبلاگ دارم اگه قابل دونستی یه سری بزن
http://darseasheghi.loxblog.com
درضمن نوشتی محسن یگانه رو دوست داری
سامان جلیلی رو آهنگاشو شنیدی چطوره ؟
اگه دوست داشتی این وبلاگ هوادارنشه
http://www.samanjalili.blogfa.com/
پاسخ: نمی دونم باید خوشحال باشم که واست اشناست یا ناراحت در هرصورت خیلی خوشحالم که به وبم سرزدی باشه چشم حتما به وبت می یام به شرطی شما منو فراموش نکنی اهنگ های سامان هم قشنگه اما نه بخوبی محسن بازم ممنون
Power By:
LoxBlog.Com |